به گزارش گروه خبر برنا ؛ در روز ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ در سالروز تولد بانو سیمین دانشور، خانه موزه سیمین و جلال در محل خانه این دو نویسنده و مؤلف توانمند کشورمان با استقبال بینظیر تعداد زیادی از دوستداران ادب و هنر افتتاح شد.

خانه موزه سیمین و جلال

این خانه ساختمان ویلایی کوچکی در بنبست ارض در محله دزاشیب تهران است که توسط شهرداری خریداری و احیا شد و در آینده بهعنوان مجمعی برای اهل ادب قابل کاربری است.

مختصری دربارهی سیمین دانشور

سیمین دانشور در سال ۱۳۰۰ در شیراز متولد شد. پدرش پزشکی خوشنام و مادرش نقاش و مدیر هنرستان دخترانه بود. او در سال ۱۳۲۸ مدرک دکترای ادبیات خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد و در سال ۱۳۳۱ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و دو داستان کوتاه به زبان انگلیسی در آنجا نوشت و به چاپ رساند. سپس به ایران بازگشت و بهعنوان استاد دانشگاه در رشته باستانشناسی مشغول به کار شد. رمان سووشون او که اندکی پس از مرگ همسرش در سال ۱۳۴۸ نوشت از پرفروشترین رمانهای قرن حاضر است. سیمین دانشور در سال ۱۳۹۰ در سن ۹۰ سالگی بعد از یک دوره آنفولانزا در خانهاش در تهران درگذشت.

جلال آل احمد بزرگمردی که زود رفت

جلال آل احمد در سال ۱۳۱۱ در خانوادهای مذهبی در تهران متولد شد. پدر جلال با ادامه تحصیل او در مقطع دبیرستان مخالفت کرد اما جلال برخلاف میل پدر در مدرسه شبانه ثبتنام کرد، دیپلم گرفت و سپس در بیستسالگی به دستور پدر راهی نجف شد تا طلبگی بخواند اما بعدها به حزب توده پیوست. تصمیم جلال خشم پدر را برانگیخت تا آنجا که مجبور به ترک خانه شد. در سال ۱۳۲۲ وارد دانشسرای عالی شد اگرچه قبل از دریافت مدرک دکترا از ادامه تحصیل انصراف داد. سالها بعد با سیمین دانشور آشنا شد و علیرغم نارضایتی پدرش با او ازدواج کرد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد و یک دوره سکوت و افسردگی طولانی تفکرات مذهبی دوباره در جلال بیدار شد. او کتاب غربزدگی را در سال ۱۳۴۲ نوشت که بسیار موردتوجه قرار گرفت. جلال در سال ۱۳۴۸ در چهلوپنجسالگی در گیلان درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.

آشنایی جلال با سیمین از زبان خودش

دو نویسنده در سال ۱۳۲۷ باهم آشنا شدند و در سال ۱۳۲۹ ازدواج کردند. جلال در مورد آشناییاش با سیمین نوشته است: راه افتادم سمت شیراز برای گرفتن قسط اول حقالزحمه قمارباز داستایوفسکی، از آقای معرفت نامی که بهواسطه ابراهیم گلستان با او آشنا شده بودم… توی ماشین که از گاراژ اتو عدل راه افتاده بود با سیمین آشنا شدم. آمدن سیمین به زندگیام، تکانهای بود که تا مدتها مرا و خانواده را لرزانید. هیچکس از اهل خانه، تمایلی به ازدواج من با سیمین نداشت بهخصوص پدر که تصور داشتن یک عروس مشکوفه، دیوانهاش میکرد. خودم همفکر نمیکردم روزی میرسد من با خواهرزاده یک درباری، پیمان زناشویی ببندم. سیمین دخترخواهر سردار فاخر حکمت از نزدیکان محمدرضا شاه بود که تا آستانه نخستوزیری مملکت پیش رفته بود بنابراین من با سیمین تفاوتهای اساسی داشتیم هم در رگ و ریشه هم در خاستگاه و فرهنگ اما چه میشود کرد بادلی که او را جدا میخواست؟

خانه موزه سیمین و جلال موزه، عشق است.

داستان ساخت خانه سیمین و جلال به سال ۱۳۳۰ برمیگردد. زمانی که سیمین در حال تحصیل در رشته زیباییشناسی در دانشگاه استنفورد آمریکا بود جلال تصمیم گرفت این خانه را در زمینی که قبلتر در شمیران خریده بود، بسازد. کل بنای خانه با پنج هزار تومان درآمد نویسندگی ساخته شد که سه هزار تومان آن را جلال از دوست قدیمیاش سید عبدالله انوار قرض گرفت. جلال در نامههایش برای سیمین از جراحات دستهایش هنگام تراشیدن سنگها، دردسرهای جا انداختن پنجرهها توسط شخص خودش و گرفتاریهای دیگر ساختوساز خانه نوشت. جلال آل احمد خانه را با عشق ساخت و در نامهای برای همسرش نوشت: سیمین تو کم خندیدهای. این خانه را بنا میکنم تا صدای خندههای تو از آجرهای این خانه بلند شود.

ساخت خانه باسلیقه و پیگیریهای جلال دلیل جذابیت مضاعف آن نسبت به خانه موزههای دیگر ایران است زیرا علاوه بر آنکه روح خانه متأثر از حضور هنرمند است بلکه معماری و دیوارها هم با همان ذوق و قریحه بناشده است. این خانه با کمترین تغییر و مرمت درست شبیه زمانی است که سیمین و جلال در آن زندگی میکردند. وسایل منزل با همان چیدمان اصلی خود هنوز وجود دارند که ارزش معنوی این موزه را بیاندازه کرده است. این خانه ارزشمند علاوه بر آنکه پاتوق بسیاری از شاعران، نویسندگان و جریان سازان همدوره با سیمین و جلال مانند شاملو، موسی صدر و آیتالله طالقانی بوده به دلیل تبعیت از الگوهای معماری ایرانی نیز دارای ارزش زیادی است.

احمد نمرده بلکه هنوز زنده است

با ورود به حیاط خانه مجسمهای مومی از سیمین را میبینید که در آستانهی در ورودی بر روی صندلی قدیمی نشسته و شاید به داستانی که قصد نوشتنش را دارد میاندیشد. در گوشهای دیگر مجسمه مومی جلال بر روی نیمطبقهای که خودش طراحی کرده و ساخته نشسته است. این مکان همانجایی است که جلال وقتی قصد نوشتن داشت به آنجا میرفت. در کتاب جزیره سرگردانی اثر سیمین دانشور که آن را بعد از مرگ شوهرش نوشته است، آمده: احمد نمرده بلکه زنده است. با دیدن مجسمه جلال شاید به یاد این حرف سیمین بیفتد.

نکته قابلتوجه در مورد این خانه موزه این است که تمامی آثاری که توسط سیمین و جلال نوشته یا ترجمهشدهاند جمعآوریشده و در آنجا نگهداری میشوند. از مهمترین آثار سیمین دانشور و جلال آل احمد که در موزه نگهداری میشوند میتوان به چند اثر اشاره کرد:

کتاب غرب زدگی جلال آل احمد

کتاب زن زیادی جلال آل احمد

کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد

کتاب سه تار جلال آل احمد

کتاب سووشون سیمین دانشور

کتاب جزیره سرگردانی سیمین دانشور

کتاب ساربان سرگردان سیمین دانشور

اشعار سیمین دانشور در مورد زن

کتاب غروب جلال اثر غیرداستانی سیمین دانشور

کتاب مائده های زمینی ترجمه جلال آل احمد

کتاب باغ آلبالو ترجمه سیمین دانشور

کتاب داغ ننگ ترجمه سیمین دانشور

از دیگر مدارک موجود در خانه میتوان به عقدنامه سیمین و جلال، کارت ملی سیمین و حلقه ازدواج آن دو اشاره کرد که در روز افتتاح موزه توسط ویکتوریا دانشور خواهر سیمین به موزه اهدا شد.

آدرس خانه موزه سیمین و جلال:

دزاشیب، خیابان شهید رمضانی، کوچه رهبری، کوچه پسندیده، بنبست ارض، پلاک ۱

نزدیکترین ایستگاه مترو به خانه موزه سیمین و جلال ایستگاه مترو تجریش است. خوشبختانه تمامی زود رومها برای آسایش مهمانان در نزدیکی ایستگاههای مترو انتخابشدهاند بنابراین بهراحتی میتوانید با بازدید از موزه سیمین و جلال کیفیت اقامت خود در تهران را دوچندان کنید.

آدرس :

دزاشیب، خیابان شهید رمضانی، کوچه رهبری، کوچه پسندیده، بنبست ارض، پلاک ۱

ساعت کار :

یکشنبه تا جمعه ، ۹ صبح تا ۵ بعدظهر

برگرفته از سایت های گردشگری