۱:۰۶:۳۵ - یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۷
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

شوش باستانی، به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار می‌شود

شوش باستانی، به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار می‌شود
سرپرست برنامه تعیین عرصه و حریم مجموعه جهانی شوش سرنوشتی مشابه با آن چه برای دریاچه ارومیه پیش آمد را برای شهر شوش باستانی پیش بینی کرد.

به گزارش خبرنگار حوزه میراث فرهنگی و گردشگری خبرگزاری فارس، محمدتقی عطایی سرپرست برنامه تعیین عرصه و حریم مجموعه جهانی شوش در نشست «نابودی میراث بشری در شوش؛ تاملی در مسائل ثبت ملی و جهانی مجموعه تاریخی شوش» با ارائه تصاویری از وضعیت محوطه باستانی شوش در زمان کشف این محوطه و چند سال بعد از آن و وضعیت تعیین عرصه و حریم شوش از سال ۸۷ به بعد اظهار کرد: حرف ها درباره شوش از دو محدوده ملی و جهانی است که باید به این نکته توجه کرد بحث منطقی در این زمینه نباید انجام شود.

وی ادامه داد: پژوهش‌های جدی و علمی باستان شناسی از دهه ۱۸۵۰ میلادی با ورود «ویلیام کنت لوفتوس» انگلیسی آغاز شد، او موظف بود مرزهای ایران و امپراتوری عثمانی را در این زمان تعیین کند در کنار کارش علاقه‌مند به انجام اقدامات بررسی برای شوش شد. او اولین توصیف از خرابه‌های شوش را ارایه می‌دهد که در آن وسعت پراکندگی ویرانه‌ها و آثار را بسیار فراتر از آنچه امروز شهر باستانی شوش می‌دانیم نشان داده است.

وی با تاکید بر این که نخستین تصویرها از این محوطه به پرواز «اریک اشمیت» از بالای محوطه شوش برمی‌گردد، گفت: او تصاویری استثنایی از شوش تهیه کرده است و ویرانه‌ها و زمینهای اطراف خالی از سکنه شوش را به جز چند مهمانسرا و زائرسرا نشان می دهد.

وی ادامه داد: از سال ۱۹۴۷ هنوز اطراف شوش هیچ اسکانی وجود نداشت. موجودیت شهر جدید شوش به شهر کهن وابسته است. با ورود باستان شناسان به شوش از ۱۹۸۰ و نیاز به نیروی انسانی به مرور مردم به این منطقه روی می‌آورند. هستۀ اولیه شهر جدید شوش همین است، بنابراین شهر جدید کاملا وابسته به خرابه‌های شوش و عملیات باستان شناسی از ۱۸۸۸ به بعد می‌شود.

عطایی به وضعیت تدریجی این محوطه اشاره و افزود: تا سالهای ۱۳۳۰ خورشیدی بخش‌هایی از شمال و غرب شهر شوش مسکونی شده اما هنوز بخش های وسیعی خالی از سکنه مانده بود. امروزه دکل‌های مخابراتی از سطح منظر بالا آمده، ساخت‌وسازها در اطراف محوطه وضعیت چندان مناسبی ندارند. برج غربی تپۀ آپادانا و بخشی از کاخ شائور در غرب کاخ آپادانا با یک خیابان از یکدیگر جدا می‌شوند، خانه‌سازی‌ها تا پای تپه آکروپل ادامه دارد و حتی مردم بخشهایی از تپه را می‌تراشند تا مساحت خانه‌ها را افزایش دهند.

از یک طرف کارخانه و از سمت دیگر هتل‌ها در شوش سربلند می‌کنند

وی به ایجاد کارخانه آسفالت شهر شوش که متعلق به شهرداری در محوطه تاریخی شهر است اشاره کرد و گفت: قرار بر این بود که به مرور شهرک “دانیال” در بخش‌های بیرونی خرابه‌ها ساخته شود و زمین‌های موجود در پای تپۀ آپادانا و آکروپل تملک شود تا عرصه، آزاد شود اما ان اقدام با وقوع انقلاب به نتیجه نمی رسد. امروزه در شرق، شمال و غرب محوطه خانه های جدید دورتادور خرابه های شوش ایجاد شده است و فقط از سمت جنوب یعنی اراضی حسین آباد، فضای اطراف شهر باستانی شوش خالی است. هر چند معتقدیم احتمال دارد تا ۱۰ سال آینده تصویر این بخش از شهر شوش نیز مانند سه ضلع دیگر پر از خانه شود.

این باستان‌شناس با اشاره به طرح‌هایی که در طول ۱۰ سال اخیر برای محوطه شوش تهیه شده بود مانند ساخت «هتل لاله» اظهار کرد: با کلنگ‌زنی در این منطقه نهایتاً یک زمین در عرصه شهر شوش مانند زمین فوتبال خاک‌برداری شد، در بخشی از دیوارها دو خمره دوره اشکانی به دست آمد که نشان می داد چه حجمی از آثار باستانی در اثز این اقدام نابود شده است. امروز آن زمین به چاله‌ای برای زباله‌ها تبدیل شد و در حال پُر شدن با زباله‌هاست.

مردم شوش درخواست گودبرداری در زیرزمین را دارند!

وی با تاکید بر اینکه برای تعیین عرصه نیز این محوطه با چنین مسائلی روبه‌رو بود، تصاویری را نشان داد که تعدادی از مردم معترض در محوطه شوش تحصن کرده اند و روی بنرهایی که در دست دارند این جمله نوشته شده است؛ ” ساخت و ساز در ارتفاع و زیر زمین خواسته‌ی  ماست؛ متولیان میراث فرهنگی، محوطه باستانی شوش رها شده است.” این درحالی است که طبق ضوابط عرصه و حرایم ملی و جهانی این کار ممنوع است.

*شوش ۱۲۰۰ هکتار است نه ۳۶۰ هکتار

وی که تعیین عرصه و حریم شهر باستانی شوش برای تهیه پرونده ثبت جهانی را برعهده داشته است، گفت: وقتی ما در زیر سطح شوش حفاری می‌کنیم به آثاری برخورد می‌کنیم در واقع حاصل کار ما این بود که شوش نه ۳۶۰ هکتار، بلکه ۱۲۰۰ هکتار مساحت عرصه دارد.

عطایی با اشاره به  اظهارنظر کارشناسی استاد مهدی رهبر در این محوطه‌ی باستانی که بعد از پایان جنگ تحمیلی به شوش رفت، اظهار کرد: این محوطه در آن زمان آسیب زیادی دیده بود بنابراین از اقدامات مثبت این باستان‌شناس، آن بود که به صورت اضطراری اطراف شهر شوش را علامت گذاری کرد و مساحت آن را ۳۶۰ هکتار مشخص کرد. کار حتی از دید او یک اقدام ابتدایی بود تا در زمان مناسب در مورد این محوطه باستانی تصمیمات مناسبی گرفته شود اما گمانه‌زنی‌ها نشان داد توسعه لایه های باستانی فراتر است و شهر جدید شوش داخل عرصه قرار دارد.

وی با اشاره به درخواست یکی از بومی‌های شهر شوش برای ساخت هتل که به مرور به هتل امیرزرگر معروف شد، گفت: ساخت این هتل با مخالفت مواجه شد، البته متولیان این هتل این بهانه را مطرح کردند که در گذشته روی این زمین خانه سازی شده و در نهایت آن چه که باید از گذشته وجود می‌داشته، از بین رفته است اما با انجام گمانه‌زنی به کف پوشی از دوره هخامنشی برخورد کردند که احتمال ارتباط آن با کاخ شائور وجود دارد.

این باستان شناس با اشاره به صحبت هایی که در مورد رابطه عرصه جهانی و ضوابط مصوب عرصه ملی مطرح می‌شود، گفت: می‌گویند زیرگذر، در عرصه جهانی شوش قرار ندارد بنابراین مشکلی نیست. این در حالی است که عرصه شوش ۱۲۰۰ هکتار است وقتی این بحث مطرح شد و به سازمان میراث فرهنگی اعلام شد، معاون میراث فرهنگی در این زمینه بحث کرد که در این شرایط انجام هیچ کاری در این محوطه امکان ندارد تمام شهر شوش در داخل عرصه قرار گرفته است.

وی ادامه داد: بنابراین طبق توافقی که بین سازمان میراث فرهنگی و مسوولین شهری شوش انجام شد ۵۰۰ هکتار از عرصه را خارج  و درون حریم درجه یک با ضوابط خاص مشخص قرار دادند و تاکید شد که حفر زیر زمین باید در محوطه ممنوع باشد، از سوی دیگر علیرغم همکاری چشم گیر سازمان میراث فرهنگی با شهرداری شوش، متاسفانه سازمان میراث فرهنگی تعهدنامه‌ای را با مسوولین شهری شوش منعقد نکرد یا ما از انعقاد آن بی اطلاع هستیم  که ۵۰۰ هکتار از عرصه شوش از عرصه خارج شود تا مردم با مشکلی مواجه نشوند و از سوی دیگر مدیریت شهری تعهد دهند که از همه ۷۰۰ هکتار بعدی به طور کامل حفاظت کنند.

عطایی اظهار کرد: اما متاسفانه امروز خواسته‌های شهرداری شوش بیشتر شده است، به اندازه‌ای که وقتی زمزمه‌های ثبت جهانی مطرح شد متاسفانه علی رغم صرف هزینه‌های مادی و معنوی همان میزان ۳۶۰ هکتار استاد مهدی رهبر که در پایان جنگ مشخص کرده بود، را به عنوان عرصه ثبت جهانی مدنظر قرار دادند.

ملاک عمل ارگان‌ها ضوابط ملی است نه جهانی!

وی با اشاره به انجام درخواست‌های بین المللی و مکاتباتی که با یونسکو برای عرصه واقعی شهر جهانی شوش انجام شده بود، گفت: متاسفانه هیچ گوش شنوایی نبود و عرصه ملی ۷۰۰ هکتار در نظر گرفته نشد؛ سازمان میراث فرهنگی هم روی عرصه ۳۶۰ هکتاری برای بحث میراث جهانی تاکید کرد اما ملاک عمل همه وزارتخانه‌ها و ارگان‌ها در داخل کشور ضوابط عرصه ملی است نه جهانی!

وی ادامه داد: آنچه موافقان زیرگذر به آن توجه نمی کنند این است که ضوابط یونسکو بیشتر به منظر و حفاظت‌ها برمی‌گردد، اما برای خواباندن سر و صداها تبلیغات کردند که یک مرکز بین المللی برای “پژوهش و کاوش شهرشوش” ایجاد خواهند کرد که آن نیز عملی نشد. تاسیس ان مرکز می‌توانست به معضلات علمی به عنوان مهمترین بخش شوش رسیدگی کند اما به جای آن به مرور در شهر شوش پارکور برگزار شد و اقدامات پایه‌ای کنار گذاشته شد. آنچه سرگرمی های مختلفی مانند “سافاری” و تفریح‌هایی که آسیب‌های زیادی به محوطه وارد می‌کنند در این منطقه اجرا می شود.

وی در ادامه صحبت‌هایش از مردم شوش خواست تا تسلیم و مقهور تصمیم‌گیری‌های خلق‌الساعه نشوند و ادامه داد: داستان شوش مانند دریاچه ارومیه است، گفتند که با ایجاد دریاچه ارومیه، تبریز را به ارومیه وصل می‌کنیم و مسیر دو ساعته را نیم ساعته می‌کنیم، هر چقدر هم که فعالان محیط زیست تلاش کردند تا جلوی این حرکت سیاسی را بگیرند اما موفق نشدند.

وی اضافه کرد: آن‌ها براساس حرف‌های علمی گفتند به مرور دریاچه از بین میرود و اب خشک می‌شود و سرانجام بعد از ۱۰ سال این اتفاق افتاد و اکنون موجودیت دو شهر ارومیه و تبریز نیز به کل تهدید می‌شود.

عطایی ادامه داد: داستان دریاچه ارومیه امروز در شهر شوش به گونه دیگری در حال رخ داده است، ۱۵ سال پیش تصمیم به ایجاد روگذر گرفتند بدون ضوابط علمی و تحقیقاتی لازم چندین میلیارد هزینه کردند، کوهی از خاک و بتن علم کردند، روگذر را ساختند اما عمر روگذر هنوز به دو دهه نرسیده به این نتیجه رسیدند که روگذر مسایل ترافیکی شهری شوش را مرتفع نمی کند و امروزه تلاش می کنند آن اشتباه را، با اشتباه دیگری جبران کنند.

وی با بیان این که معتقدیم این طرح نیز ادامه‌دار نیست، چون اصول علمی ندارد، اظهار کرد: نیازمند نظر متخصصان و افراد درس خوانده هستیم. این طرح از نظر علمی به تأیید نرسیده است و در دو دهه دیگر اقلیم شوش به وضعیت ثابت خود برمی‌گردد و محیط زیست مانند سابق می‌شود. حتی هم اکنون نیز سطح آبهای زیر زمینی بالاست. طرفداران حفر زیرگذر هیچ فکری برای نشت رطوبت در زیرگذر ارائه نکرده اند. با وجود این مسائل بار دیگر میلیاردها تومان از منابع اعتباری مردم شوش که می‌توانست صرف ساخت بیمارستان، ساماندهی وضعیت بهداشتی و ایجاد تفریحات مناسب شود، هزینه می‌شود و باز بی‌نتیجه است.

وی ادامه داد: امروز امنیت در شوش آنقدر کم است که دیوارهای دور عرصه جهانی را می دزدند. مسئولان هم به چنین مشکلاتی برای مردمی که بخش زیادی از روزهای سال را با پدیده گرد و خاک مواجه اند، فکر نمی کنند، اما در عوض رفع مشکل دائمی ترافیک در شوش آن را با طرحهای زودگذر پوشش می دهند

عطایی گفت: اینکه مردم با این پروژه مخرب از نظر منابع مالی و تخریب آثار باستانی برای شهر شوش مواجه می‌شوند یک اقدام کاملا برنامه‌ریزی شده است، شهرداری بدون مجوز روگذر را تخریب می کند بعد در اقدامی شبانه بلدوزر می‌اندازد و می‌خواهد با طرح زیرگذر شوش، شهر را دو پاره کنند و منظر فرهنگی و طبیعی را از بین ببرند. این در حالی است که با این اقدام ترافیک جاده ترانزیتی رفع نمی شود بلکه برای مدت کوتاهی صورت مساله پاک می شود.

وی تاکید کرد: در طول سال‌های گذشته فرصت تعامل میان سازمان میراث فرهنگی و مسولان شهری وجود داشت اما هرگز شهرداری و فرمانداری شوش پیشقدم نشدند و در مورد طرح دوم یعنی ایجاد کمربندی اصلا صحبتی نشده است.

این باستان شناس در ادامه شوش را با شهر «جیزه» در مصر مقایسه کرد و گفت: در مصر منظرهای فرهنگی باید رعایت شوند ساختمان‌سازی انجام می‌شود، اما فاصله مناسب تا اهرام مصر رعایت می‌شود، امیدوارم در مورد دهه‌ی گذشته و اتفاقات رخ داده برای شوش، مسئولان شهری فکری کنند و ملاک عمل را کار تخصصی قرار دهند و نخواهند فقط حرف‌شان را جلو ببرند. اگر روند ساخت زیرگذر بدون توجه به نظر متخصصان اجرایی شود، خسارت زیادی به محوطه باستانی شوش، منظر شهر جدید وارد شده و منابع مالی عظیمی از بین خواهد رفت. برای ثبت در تاریخ می گویم که طرح زیر گذر مشکل ترافیکی شهر شوش را حل نخواهد کرد و عمر این پروژه بیش از ۲۰ سال نخواهد بود.

انتهای پیام/


منبع :: https://www.farsnews.com

تبليغات
بانک پاسارگاد